تبليغاتX
بامداد خمار






نویسنده : moonshine ; ساعت 10 بعد از ظهر روز پنجشنبه ششم بهمن 1390

تصور کن هيچ بهشتي وجود نداشت

آسان است اگر بخواهی

زير پایمان هيچ جهنمي نبود

و بالاي سرمان فقط آسمان بود

تصور کن تمام مردمان دنيا

فقط براي امروز زندگي مي کردند


تصور کن هيچ کشوري وجود نداشت

تصورش سخت نيست

چيزي براي کشتن و کشته شدن وجود نداشت

و هيچ ديني هم نبود

تصور کن تمام مردمان دنيا

در صلح زندگي مي کردند


تصور کن هيچ مالکيتي وجود نداشت

بعيد مي دانم بتواني

حرص و طمع وجود نداشت و البته هيچ گرسنه اي

و انسان ها برادرگونه مي زيستند

تصور کن تمام مردمان دنيا

تمام دنيا را با هم قسمت مي کردند


شايد مرا روياپرداز بخواني

ولي من به تنهايي اينطور فکر نمي کنم

در آرزوي روزي هستم که تو نيز به ما بپيوندي

و دنياي همه ما يکي شود.

"ترجمه ی ترانه ی Imagine  جان لنون"


*)توی پست گذاشتن دارم رکورد میزنم!ولی دیگه مطلب نمیذارم مگر بعد از گذاشتن پست توسط هیزم شکن خان !! ; )


**)اگه یه روز به آخر دنیا مونده باشه چیکار میکنید؟(سوالی کلیشه ای ولی جواب کلیشه ای ندین پیلیز)

***)برای تا ابد ماندن باید رفت...گاه به دل کسی و گاه از دل کسی ...





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : moonshine ; ساعت 3 قبل از ظهر روز چهارشنبه پنجم بهمن 1390


امان از یه شبی که بی خوابی ریشه بدوونه تو جسم و روحت ... خسته ای ولی به هیچ وجه قادر نیستی که بین روحت و جسمت فاصله بندازی... انگاری زنجیر شده باشن بهم و عمرا قصد شکستن پیمان اتحادشونو نداشته باشن ...شدم درست شبیه به  آلپاچینو فیلم بیخوابی ...

اینجور وقتا ذهن آدم به خیلی جاها سرک میکشه...مثلا به نصف النهاری که درست در نقطه مقابل مکان فعلی ام در اونور کره ی زمین واقع شده با تمام اکولوژی موجوده اش! یا به دمای کنونی یه قسمتی از سطح سیاره ی زحل ...یا شکل گرفتن جنسیت تخم های یه لاک پشت توی سواحل اقیانوس اطلس بر اثر میزان حرارت خاک...یا واقعی بودن آدمهای فضایی که ممکنه راس ساعت سه و سی و سه دقیقه ی بامداد هوس کنن که بیان خونمون با اون قیافه های استتار یافته ی شبیه به جغدشون بخوان منو برای انجام آزمایشات و تحقیقاتشون به سفینه ی فضاییشون برده و بعد هم دخلمو بیارن!(یکی نیست بگه حالا مگه آدم قحطه!D-:)اینا رو بر اساس یه  مستندی میگم که یه بار از تی وی پخش شد و من چقد وحشت کردم از اونهمه حس واقعی بودنش!!!از همه عجیب تر به قیمت سکه هم فکر میکنم که حتی خوف انگیزناکتر از اون آدم فضاییهاست!!!!!!!!!!

حیف که سردمه و انگشتام دیگه رمق نوشتن ندارن وگرنه از بقیه ی تراوشات ذهن خواب زدم مستفیضتون میکردم!



+) جناب مدیر: اکس کیوز می  که در غیاب شما وبلاگ وزین بامداد خمار را به سمت قهقرا پیش میبرم!آمادگی خود را جهت پذیرش هر گونه تنبیهی اعلام میدارم ... :-{

++)یه ضرب المثل چینی میگه:......... چمیدونم چی میگه...مگه من چینی بلدم!!

+++)دویی از خود برون کردم یکی دیدم دو عالم را/ یکی جویم یکی گویم یکی دانم یکی خوانم/ هو الاول هوالاخر هو الباطل هو الظاهر/ به غیر از هو و یا من هو دگر چیزی نمیدانم ...

++++)داریم به ساعت 3/33 نزدیک میشیم اگه دیگه ندیدینم حلالم کنین ............

******************************************************************

بعدا" نوشت: عمو مدیر بهم اجازه داد هر مطلبی که دلم میخواد و دوست داشتم بنویسم... یعنی من عاشق این دموکراسی و منشش ام شدید ... (سواستفاده از خوش اخلاقی!)

%) این اسم جدیدت خییلییی خوشگل و دوست بداریه عمو ...





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : moonshine ; ساعت 11 بعد از ظهر روز شنبه یکم بهمن 1390


نوشتن از مرگ همیشه سخت و دشوار بوده ...از دست دادن یک عزیز بدون شک ضربه ی روحی بزرگی به بازمانگانش وارد میکنه ... حتی تصور از دست دادن عزیزانمون هم بسیار دردناک و عذاب آور و طاقت فرساست ... ولی مرگ هم حقیقتیست شبیه به تولد ...شاید بعد ابهام انگیز بودن مرگ باشه که بیشتر از همه ما را دچار هراس و بیتابی میکنه ...مطمئنا اگه به حکمت و مشیت خداوند ایمان داشته باشیم تحمل این حقیقت تلخ برامون راحت تر خواهد بود ...در برابر تقدیر الهی چاره ای جز تسلیم و رضا نیست ...

"و نترسیم از مرگ

مرگ پایان کبوتر نیست

مر گ در آب و هوای خوش اندیشه نشیمن دارد

مرگ در ذهن اقاقی جاریست

و اگر مرگ نبود

دست ما در پی چیزی می گشت ....."


             


محمد عزیز از شنیدن خبر درگذشت خاله ی بزرگوارت بسیار متاثر شدم; خداوند به شما و خانواده ی محترمش صبر و شکیبایی عنایت کنه

انشاالله که پروردگار متعال روح پاکش را با سرورش فاطمه زهراء محشور کنه

ما را در غم خودت شریک بدون رفیق ...





دسته بندی :

لینک مطلب



نویسنده : moonshine ; ساعت 2 قبل از ظهر روز شنبه بیست و چهارم دی 1390

1)

خوشا به حال لك لكا كه خوابشون " واو " نداره

خوشا به حال لك لكا كه عشقشون " قاف " نداره

خوشا به حال لك لكا كه مرگشون " گاف " نداره

خوشا به حال لك لكا كه "لك لك" اند!

                        *****

2)

خورشید جاودانه می درخشد در مدار خویش

 مائیم که پا جای پای خود می نهیم و غروب می کنیم
 هر پسین
 این روشنای خاطر آشوب در افق های تاریک دوردست
 نگاه ساده فریب کیست که همراه با زمین
مرا به طلوعی دوباره می کشاند ؟
 ای راز
 ای رمز
ای همه روزهای عمر مرا اولین و آخرین


زنده ياد "حسين پناهي"


                          


مخاطب خاص:

آی مهربان هزار و یک شب قصه های مزمنم!

انتخاب این پایان تلخ پر غصه را

به پای خودخواهی ام ننویس;

همین .




دسته بندی :

لینک مطلب




© copyright . all rights reseved.

&t=counter">